حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
261
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
و راجههائى را كه مغلوب كرده از حوصلهء اين كتاب مختصر خارج و از فايده و لذّت نيز خالى است به همين نظر فقط بوقايع مهمّ و رؤس مسائل راجع به اين غزوات قناعت مىورزيم : 1 - شروع لشكركشى محمود بهند غربى چنان كه اشاره نموديم در سال 392 است . در اين تاريخ سلطان پس از مطيع ساختن خلف بن احمد دنبال خيال پدر را در حمله بسرزمين قوم را چپوت و جنگ با چيپال گرفت و در نتيجه چيپال را مغلوب و اسير نمود و پس از تسخير قسمتى از بلاد مشرق پيشاور با غنيمت فراوان بغزنه برگشت . 2 - در سال 395 محمود بجلگهء پنجاب حمله برد و در محلّ بهاطيه پاىتخت پنجاب مركزى ( ما بين شهر مولتان و نهر ستلج ) بر راجهء آنجا غلبه كرد و پس از ضميمه ساختن اين ناحيه بر ممالك خود با 120 زنجير فيل بغزنه مراجعت نمود . 3 - در سال 396 محمود ببهانهء دفع والى مسلمان مولتان ( از بلاد مشرق نهر سند در ولايت پنجاب ) كه بمذهب اسماعيلى گرويده بود عازم آن صوب شد و چون افندپال پسر چيپال سابق الذّكر كه در كشمير حكومت داشت بدرخواست محمود در عبور از بلاد او جواب نداد سلطان ابتدا بتعقيب او پرداخت و كشمير را مسخر نمود والى مولتان هم از ترس بجزيرهء سرانديب گريخت و محمود بر مولتان و قسمت ديگر پنجاب مستولى گرديد . بعد از اين فتح محمود داخل جلگهء گنگ شد و بر بلاد راجهء ديگرى كه نندا نام داشت تاخت امّا اين راجه از جلوى محمود گريخت و بحصار محكم كالنجر از قلاع جنوبى نهر جمنا از شعب گنگ واقع در مغرب اللّه آباد حاليّه پناه جست و محمود آنجا را تحت محاصره گرفت . عاقبت نندا پس از 34 روز محصور بودن طلب صلح نمود . محمود ابتدا اين تقاضا را نپذيرفت امّا چون شنيد كه ايلك خان قصد خراسان كرده با نندا مصالحه نمود و او را دستنشاندهء خود ساخت . 4 - از غزوات مشهور محمود در هند دو غزوهء سال 404 و 405 است